ا مشب
در يك خواب عجيب
رو به سمت كلمات
باز خواهد شد.
باد چيزي خواهد گفت.
سيب خواهد افتاد،
روي اوصاف زمين خواهد غلتيد،
تا حضور وطن غايب شب خواهد رفت.
سقف يك وهم فرو خواهد ريخت.
چشم
هوش محزون نباتي را خواهد ديد.
پيچكي دور تماشاي خدا خواهد پيچيد.
راز ، سر خواهد رفت.
ريشه زهد زمان خواهد پوسيد.
سر راه ظلمات
لبه صحبت آب
برق خواهد زد ،
باطن آينه خواهد فهميد.
امشب
ساقه معني را
وزش دوست تكان خواهد داد،
بهت پرپر خواهد شد.
ته شب ، يك حشره
قسمت خرم تنهايي را
تجربه خواهد كرد.
داخل واژه صبح
صبح خواهد شد.
بچه ها من امروز دارم میرم تهران دوباره چند روز نیستم!کلا من هی میرم هی برمیگردم
دینایی دلم برات میتنگه!رها جونم امیدوارم موفق باشی و زودی همه ی کارات تموم شه.زودی برمیگردما خیلی طول نمیکشه فکر کنم.خب خدافظ دوست جونیییی ها!بوووووووس
نظرات شما عزیزان:
ستاره 
ساعت19:01---23 شهريور 1392
سلام نگار جونم خوبی؟
دلم برات تنگیده
میگما من وبلاگ درست کردم و این تبادل لینک هوشمندتو میخوام.میشه بگی کدشو از چه سایتی گرفتی؟
ممنون